onsdag 11 november 2015

کنگرهٴ ایالات متحده آمریکا کنفرانس با حضور رئیس کمیته امور خارجی کنگره اعضای ارشد کنگره از هر دو حزب و شخصیتهای برجستهٴ آمریکایی واشینگتن – ۶نوامبر ۲۰۱۵ (۱۵آبان ۹۴)

کنگرهٴ ایالات متحده آمریکا کنفرانس با حضور رئیس کمیته امور خارجی کنگره اعضای ارشد کنگره از هر دو حزب و شخصیتهای برجستهٴ آمریکایی واشینگتن – ۶نوامبر ۲۰۱۵ (۱۵آبان ۹۴)

 
تام ریج –اولین وزیر امنیت داخلی آمریکا
متاسفم که امروز در چنین شرایطی باید در کنار هم باشیم. امیدوارم یک روز هم برای جشن و نه سوگواری در کنار هم باشیم.
وقتی به سن من برسید، روزی لیستی از آرزوها خواهید نوشت.
یکی از آرزوهای من جشن گرفتن در خیابانهای تهران است.
و فکر می‌کنم مسیر طولانی در پیش داریم.
می‌خواهم نظراتی را در رابطه با آنچه چند روز پیش اتفاق افتاد مطرح کنم، در رابطه با سرخوردگی و ناباوری که من نسبت به شکست دولت آمریکا در پایبندی به قول‌هایش دارم...
من امروز به شما می‌پیوندم برای تقدیر، بزرگداشت و سوگواری به‌خاطر فداکاری این مردان و زنان در کمپ لیبرتی... و برخلاف هر نوع مراسم یادبودی، وقتی چهره در میان باشد مسأله خیلی شخصی‌تر می‌شود.
 
و برای من خیلی شخصی‌تر هم هست به‌خاطر باور قوی من به آمریکا و ارزشها و اصولمان. و امروز من شخصاً غمگینم، از شکست کشورم در پایبندی به این ارزشها و اصول، بر پایه وعده‌یی که سالها پیش به این مردان و زنان داد، وقتی از آنها خواستیم وسایل دفاعی خود را تحویل داده و به ما اعتماد کنند تا امنیت و حفاظتشان را تأمین کنیم.
 
من نمی‌خواهم به موارد متعددی اشاره کنم که این اعتماد نقض شده است، از طریق حملات و کشتار پیاپی ساکنان اشرف و لیبرتی.
شما با این موارد به‌اندازه کافی آشنا هستید.
اما سهل‌انگاری است اگر درباره مسئولیت آمریکا برای پایبندی به وعده‌اش صحبت نکنم.
این تنها انتظاری است که زنان و مردان در لیبرتی از ما دارند.
و بنابراین من اندوهگین هستم که حداقل تابه‌حال آمریکا به قول خود وفا نکرده است.

در این ائتلاف چشمگیر ما زنان و مردان به تلاشهای خود ادامه خواهیم داد تا هرآنچه در توان داریم انجام دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که حتی‌الامکان روند نقل مکان را تسریع کنیم.
اما تا آن زمان اجازه بدهید یکی از تقاضاها را برای شما قرائت کنم.
ما تقاضاهای بسیاری مطرح کرده‌ایم، این ائتلاف نامه‌یی را به وزیر کری نوشته و جان مک‌کین هم به او نامه نوشته.
یکی از نکاتی که جان (مک‌کین) گفته و من واقعاً آن‌را دوست دارم - او را «جان» خطاب می‌کنم، چون هر دو در سال 1982 انتخاب شدیم.
او مرا «تام» خطاب می‌کند و من او را «جان» خطاب می‌کنم؛ او سناتور است و افراد به نکات سناتورها توجه دارند: ”با توجه به نزدیکی کمپ لیبرتی به فرودگاه بین‌المللی بغداد، آیا دولت آمریکا الزاماتی را مورد بررسی قرار داده تا کمپ لیبرتی را هم مشمول محوطه حفاظتی هوایی آمریکا کند تا حملات موشکی و خمپاره‌ای علیه این کمپ صورت نگیرد؟“
 به‌نظر من این کار براحتی می‌تواند انجام شود. براحتی یک امضا.
براحتی دستور رئیس‌جمهور به وزیر امور خارجه و فرماندهی ارتش آمریکا.
و وقت آن رسیده که ما به وعده خود عمل کنیم - این کافی نیست، بلکه وقت آن رسیده که ما به وعده خود عمل کنیم و این یک گام اول بسیار مهم و مؤثرخواهد بود.

من امیدوارم که بخشی از این مراسم برای ساکنان فوق‌العاده و قهرمانان کمپ لیبرتی پخش شود...
آیا شما آن ویدئو را دیدید؟ که آنها بر روی ویرانی که هنوز بر اثر حمله چند روز پیش دود از آن بلند می‌شد، آنها برمی‌خیزند.
و در مقابله با سختی‌ها و رژیم زهرآگین و مخرب ایران که به دولت فاسد عراق وصل است، به کسانی‌که به آنها صدمه می‌رسانند و متأسفانه آنها را می‌کشند، می‌گویند:” نمی‌توانید ما را از بین ببرید.
نمی‌توانید اراده ما را تضعیف کنید.
ما میهن‌پرستان متعهد هستیم، ما شهید می‌شویم اما در راه آرمانی که فراتر از ما است.
این در قرن 21ام خارق‌العاده است؛، در دنیای I-Pad و I-Phone و... که موضوع قرن 21ام است، در کمپ لیبرتی بحث بر سر ”من“نیست، بلکه بر سر ”ما“ است؛ این قابل‌توجه است.

این موضوع مرا به یاد تاریخ آمریکا انداخت و پاتریک هنری در ویرجینیا در سال 1775 که در یک سخنرانی پرشور، که میلیشیا و سواره نظام می‌خواست، به تجاوزات دولت انگلیس اشاره می‌کرد.
و در انتهای این سخنرانی پرشور او بسادگی گفت: ”یا مرگ یا آزادی.“
و این واقعه نمونه ایرانی همین است چون آنها حاضرند مرگ را برای تحقق آزادی بپذیرند.
و اگر ‌چه ما به‌خاطر مرگ و فداکاری آنها اندوهگین هستیم، اما امید و رویا و تعهد آنها به زندگی بهتر برای آیندگان کشور مورد عشق و احترام آنها را گرامی می‌داریم، کشوری که تاریخ پرافتخاری دارد و مملو از جوانان سرزنده است، کشوری که عطش سرنگونی ملایان را دارد.

بنابراین اگر این صدا به خواهران و برادران ما در کمپ لیبرتی برسد، ما به‌خاطر از دست دادن دوستان و خویشاوندان شما اندوهگین هستیم.
اما ما گرامی می‌داریم - و امیداوارم که ناراحت نشوید که بگویم اگر ‌چه سخت است - جشن می‌گیریم تعهد و عشقی که شما به این ایده دارید که آرمانی فراتر از افراد وجود دارد و آن آرمان یک ایران آزاد و دموکراتیک است.
قبلاً هم این‌را از من شنیده‌اید و در پایان تکرار می‌کنم که من افتخار این‌را داشتم که مدتی را در کنار ایندیرا گاندی سپری کنم، قبل از این‌که ترور شود.
و قبل از ملاقات با او برخی از نوشته‌های او را مطالعه کرده بودم. 
 
او در یک سخنرانی گفته بود :”شما می‌توانید یک انسان را تبعید کنید اما نه یک ایده را.
شما می‌توانید یک انسان را زندانی کنید اما نه یک ایده را.
شما می‌توانید یک انسان را بکشید اما نه یک آرمان را.“
 
بنابراین رژیم ایران و دولت عراق باید به این نکته توجه کنند.
آنها می‌توانند شهدا و ساکنان الهام‌بخش کمپ لیبرتی را زندانی، اذیت یا همه را قتل‌عام کنند. اما هرگز نخواهند توانست ایده یک ایران مستقل، آزاد و دموکراتیک را از بین ببرند.
این فراخوان ساکنان به همه ما است که این ایده را گرامی بداریم.

و آن دسته از ما که در موقعیتهای بالا و تاثیرگذار هستیم، که روشن است تابه‌حال به‌خوبی عمل نکرده‌ایم، باید به فشارهای خود ادامه دهیم تا از دولت آمریکا همین امروز و نه فردا بخواهیم تا قدم اول را برای حفاظت از ساکنان کمپ لیبرتی و اشرفیان انجام دهد. و این قدم اول عبارتست از گسترش سطح حفاظت هوایی اطراف فرودگاه به کمپ تا اطمینان حاصل شود که این کمپ دیگر در معرض حملات موشکی و خمپاره‌ای قرار نخواهد گرفت.
ما فداکاری شما را ارج می‌نهیم و یادعزیزان شما را گرامی می‌داریم و تعهد خود را نسبت به آرمان شما تجدید می‌کنیم.
ایده یک ایران آزاد و دموکراتیک را نمی‌توان کشت.
ما از تعهد شما به این آرمان الهام می‌گیریم.
از شما خانمها و آقایان متشکرم.

تام مک کلینتاک- عضو کمیته بودجه- جمهوریخواه از کالیفرنیا

خیلی متشکرم. جنایاتی که این روزها بر سر کمپ لیبرتی باریدن گرفت لکه ننگی بر حیثیت آمریکاست و نباید اجازه داد که ادامه پیدا کنند.
مبارزین راه آزادی مجاهدین خلق در هنگامی که سلاحشان را دادند به قولهای صریح حکومت ما در مورد حفاظت اعتماد کردند و امنیت خود را به دست ما سپردند.
چهار سال پیش دولت ما از آن تعهدات روی گرداند و مقدرات کمپ لیبرتی را به کف حکومت فاسد عراق سپرد.
حکومتی که با خون هزاران سرباز آمریکایی پا گرفته بود، مکرراً اجازه داد که عوامل رژیم ایران به کمپ حمله کنند در حالیکه دولت ایالات متحده صرفاً یک نظاره‌گر بود.
حمله به کمپ لیبرتی در هفته گذشته برای هیچ کس امری غیرمنتظره نبود.
دنبال نکردن و بی‌پاسخ گذاشتن پرونده حملات قبلی، مستقیماً و آن‌گونه که انتظارش می‌رفت، راه به حمله هفته قبل برد.

تاریخ به این روزهای ما به دو گونه مختلف می‌تواند نگاه کند.
یا به‌عنوان بهترین روزهای آمریکایی که برای عمل به قولهایش در مورد مبارزین راه آزادی کمپ لیبرتیبه‌پاخاست، و یا به‌عنوان شرم‌آورترین روزها که به وظیفه‌اش پشت کرد. ت
اریخ ما را به نظاره نشسته است و هرچه که اتفاق بیفتد، تاریخ فراموش نمی‌کند.
با تشکر.

سعید ربیعی- برادر شیرزن شهید مجاهدخلق نیره ربیعی

برای من یک افتخار است که در این‌جا در مقابل شما در کنگره ایالت متحده صحبت کنم.

اجازه بدهید مراتب تشکر خودم را برای حمایت بی‌شائبه نمایندگان منتخب مردم آمریکا از رزمندگان آزادی ایران در کمپ لیبرتی ابراز دارم.

مقدمتا با سلام و با عمیقترین تسلیتها و تبریکات به خواهر مریم و برادر مسعود و همه آزادیخواهان میهنم.
و البته به مادرم که همواره برای تنها دخترش و خواهر من افتخار می‌کرد و می‌کند.

با درود بر روان پاک 24 شهید مجاهد خلق، از جمله خواهر عزیزم نیره ربیعی، که هفته گذشته جان خود را فدای آزادی و رهایی خلق در زنجیرش کردند.
او در روز 29 اکتبر طی حمله مزدوران رژیم علیه کمپ لیبرتی به‌شهادت رسید.
درود بر همه مجاهدین که در دوران پایداری بی‌سلاح و با تمام قوا بر عهد خود برای دفاع از آزادی هم‌چون کوهی استوار پایبند مانده‌اند.
آنها شکست ناپذیرند چون مسلح به آرمانی ماندگارند.
و به همین خاطر برای همه مردم ایران، برای همه جوانان و زنان و عاشقان آزادی ایران، قابل احترام، الگو و الهام بخشند.

خواهرم نیره یکی از هزار زن قهرمان و شجاع در اشرف بود که صف مقدم زنان ایرانی در برابر آخوندهای زن‌ستیز و وحشی هستند.
او افتخار خانواده ما بود  در بین هفت برادر، نیره تنها خواهرم بود.

او در سال 1366 به عراق رفت.
30سال شجاعانه و بی‌وقفه با استبداد و دیکتاتوری جنگید.
و تا آخرین لحظه زندگیش از مبارزه برای آزادی ایران دست بر نداشت.
نیره همواره به فکر مردم و زنان و دخترانی بود که تحت ظلم و ستم آخوندهای جنایتکار و بنیادگرا هستند.
او یک مدافع راستین حقوق‌بشر بود و به‌راستی تاریخ حقوق‌بشر را با خون خود نوشت.

بله – اما این حمله جنایتکارانه، که هفتمین حمام خون علیه اشرفیان بود، نشانه ضعف و فلاکت خامنه‌ای و رژیم ددمنش اوست.
 
همان‌طور که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی گفت: ”حمله به لیبرتی، نتیجه درماندگی این رژیم در برابر بی‌تابی ملت ایران برای آزادی است.“
 بله، بی‌تابی که ما در معلمان آزاده، دانشجویان، زنان، کارگران، زندانیان سیاسی و میلیونها ایرانی داخل و خارج کشور می‌بینیم.
آنها رژیم ولایت‌فقیه را نمی‌خواهند و به رزم و جنگ مجاهدین چشم دوخته‌اند.

خواهر مریم گفت:”هر چند که تا به‌حال، مجاهدین در لیبرتی، رنجهای بسیار کشیده و قیمتهای کلان پرداخته‌اند، اما تا وقتی که ستم و استبداد هست و مردم ایران در عطش آزادی می‌سوزند، مجاهدین هستند و می‌رزمند.“
و به یمن همین رزم بی‌امان است که مردم ایران نیز شجاعت و قدرت مقابله با دیکتاتوری آخوندی را کسب خواهند کرد و آن را به زیر خواهند کشید.

به خامنه‌ای و رژیم زهرخورده‌اش می‌گویم: همان‌طور که نتوانستی با قتل‌عام سی هزار مجاهد خلق این سازمان را نابود کنید، نخواهید توانست مجاهدان اشرفی در لیبرتی را به تسلیم وادارید یا از بین ببرید.
آنها از آرمانی برخوردارند که شما را از روز اول شکست داد و به زباله‌دان تاریخ انداخت و تا ابد نفرین شده خدا و خلق هستید.
حال هر چه می‌توانی بکش – هر چه می‌توانی دار و درفش بنا کن هر چه می‌توانی شکنجه کن ولی با رویش جوانه‌ها چه خواهید کرد.

حالا، مجاهدین همان آرمان را با رهبری ذیصلاح خود به اوج رسانده‌اند.
راستی، بقول برادر مسعود:” اگر مجاهدین نبودند، مردم ایران به چه می‌نازیدند و خلق در زنجیر و جوانان اشرف‌نشان، به کجا چشم امید می‌دوختند؟ از کجا ایده و آرمان می‌گرفتند و به کجا پشتگرم و دلگرم بودند؟“

می‌خواهم امروز با همه شهدا تجدیدعهد کنم و به خواهر شهیدم می‌گویم که مشعل فروزان تو در دفاع از آزادی و حقوق‌بشر بر زمین نیفتاد من و ما آن را در مقابل این حکومت زن‌ستیز و مستبد هر چه برافراشته‌تر خواهیم کرد.
و راه و آرمان تو را تا سرنگونی این رژیم پلید ادامه خواهیم داد.

سلام بر شهیدان
درود بر آزادی
با تشکر از همه شما
 

فیلیپ کراولی – سخنگو و معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا

مایه افتخار من است که در این‌جا حضور دارم و یاد 24 شهید را گرامی می‌داریم که زندگی خود را فدای جستجو برای ساختن یک آینده متفاوت برای ایران و خاورمیانه کردند. من حیرت‌زده از شجاعت و پشتکار و خطرات و سختی‌هایی هستم که در همین لحظه آنها تحمل می‌کنند.
 
هربار که آنها مورد حمله قرار گرفته‌اند باز هم از جا برخاستند.
هر بار که مورد حمله قرار گرفته‌اند باز هم به کار خود ادامه داده‌اند.
هر بار که مورد حمله قرار گرفته‌اند، درست در نقطه مقابل از هم پاشیدگی خشونت‌آمیز در منطقه، آنها یک چشم‌انداز متفاوت را ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد چه چیزهایی امکانپذیر است اگر ما ظرفیتهای موجود در منطقه را به جای هدر دادن مورد بهره‌برداری قرار دهیم.

بسیاری از سخنرانان امروز حرفهای درست و دقیقی زدند.
اما من فکر می‌کنم که مهم است که چند نکته را در چارچوب خاص خودشان ببینیم.
همان‌طور که ویدئوها نشان دادند این یک حمله بی‌مقدمه نبود.
شامل سیستم تسلیحات سنگین می‌شد که قابل استتار نیستند.
عقب‌نشینی مهاجمان شانسی یا عجولانه نبود.
این یک عملیات قابل ملاحظه نظامی بود. تلاشهای زیادی برای پیشبرد آن صورت گرفت.

حال آن دسته در میان ما که به هر اندازه‌ای در دفاع از ساکنان کمپ لیبرتی دخیل بوده‌اند همواره این مسأله را با فوریت و اضطرار خاصی دنبال کرده‌اند.
و این البته اولین باری نیست که ساکنان مورد حمله قرار گرفته‌اند.
اما از دید من نشان‌دهنده تغییرات مبرم در محیط است.
اگر ‌چه این حمله بخشی از استراتژی ادامه‌دار علیه جنبش مقاومت است اما پس زمینه آن قطعه قطعه شدن، اگر نه متلاشی شدن، دولت عراق است.

پس حالا چه می‌تواند کرد؟ اجازه بدهید روی اقدامات مشخصی تمرکز کنیم که قابل اتخاذ هستند.
فارغ از ضعف رهبری عراق، اعمال فشار مهم است.
و حالا وقتش رسیده که خیلی روشن به دولت عراق گفته شود که اتفاقات مربوط به کمپ لیبرتی از اهمیت حیاتی برای ایالات متحده آمریکا برخوردارند.
وزیر کری شخصاً بیانیه بسیار قوی را در محکومیت حمله صادر نموده و خواستار حسابرسی شد.
 
من از آقای وزیر می‌خواهم که تلفنی با نخست‌وزیر عبادی صحبت کند و روشن سازد که توقع اقدام فوری دارد و دولت عراق باید به پاکسازی خرابیها کمک کند، محلهای تخریب شده سکونتی را احیا سازد، تیمهای پزشکی بفرستد، تی‌والها را نصب کند و اجازه ورود مواد اساسی را بدهد.
 
یعنی هر اقدامی که وضعیت ساکنان را بهبود بخشد و سطح امنیت ابتدایی در کمپ را افزایش دهد. این نوع حسابرسی است که می‌تواند برای دوستان ما تغییرساز باشد.

ثانیا، ما باید سخت‌تر، سریعتر و خلاقانه‌تر تلاش کنیم تا ساکنان کمپ لیبرتی را از کام خطرات نجات دهیم، همه ما که امروز این‌جا هستیم باور داریم که این روند بسیار کند بوده است.
و می‌دانم که برخی هستند که از سازمان ملل آزرده خاطر هستند. اما همان‌طور که دوست من آدام هم خیلی خوب می‌داند واقعیت این است که میزان تاثیرگذاری سازمان ملل بستگی به میزان حمایتی دارد که از دولتهای عضو دریافت می‌کند، از جمله و به‌خصوص از جانب ایالات متحده.

این‌جا ایالات متحده آمریکا است.
یعنی ثروتمندترین و تاثیرگذارترین کشور جهان و ما منابع زیادی داریم تا بتوانیم به اهداف خود برسیم. آنچه نیاز است اراده سیاسی است.

از شما بسیار متشکرم.
 

آدام ارلی – معاون پیشین سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا

من می‌خواهم سخنان همه را تأیید کنم.
همواره برای من مایه افتخار است که در کنار دوستانمان در مقاومت مردمی باشم.
فقط دوست داشتم در شرایط بهتری صورت می‌گرفت.
 
اما موقعیت خوبی است که دور هم جمع شویم و وقایع را بررسی کنیم و از این فرصت برای یادآوری این نکته استفاده کنیم که واقعیت پیش روی چیست و چگونه می‌توانیم به‌طور جمعی و مؤثرو قوی‌تر با آن برخورد کنیم.

دو چیز در رابطه با حمله 29 اکتبر وجود دارد.
اول از همه، صرف این‌که اتفاق افتاد.
و دوم که چیز جدیدی نیست.
 
از کمپ اشرف و حالا کمپ لیبرتی، استفاده از نیروهای مسلح یک دولت خارجی علیه افراد غیرنظامی صرفاً به‌خاطر دیدگاههای سیاسی شاید حداقل دوازده بار صورت گرفته است.
 
و لیست قربانیان طولانی است.
آنچه ما می‌بینیم تکرار استفاده عامدانه از زور علیه افراد بدون سلاح است.
همان‌طور که سخنرانان دیگر گفتند، روشن است که دو رژیم عراق و ایران در این حملات سهیم هستند.
و روشن است که این همکاری نقض قوانین و تعهدات بین‌المللی است.
و این چیزی است که من می‌خواهم در مورد آن امروز صحبت کنم.

چرا در رابطه با حقوق بین‌الملل صحبت می‌کنم؟
به یک دلیل ساده، زیرا وقتی من معاون سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا بودم اعلام کردم که آمریکا به این نتیجه رسیده است که ساکنان کمپ لیبرتی مشمول حفاظتهای کنوانسیون چهارم ژنو هستند.
 قانون بین‌المللی که در سال 1949 توسط سازمان ملل تصویب شد و حفاظتهای حقوقی و تضمینهای حقوقی و جرایمی را در رابطه با دولتهای امضاکننده مشخص می‌کند که تعهدات قانونی خود را نقض می‌کنند.
 
فکر می‌کنم در دهه‌های 1980 و 1990 بود که اعلام شد که حتی دولتهایی که کنوانسیون چهارم ژنو را امضا نکرده‌اند وظیفه دارند و به‌طور قانونی نسبت به این کنوانسیون مکلف هستند.
 
فکر می‌کنم مفید باشد که لحظه‌ای به شما یادآوری کنم که مواد کنوانسیون ژنو از چه قرار است، صرفاً به این خاطر که نشان داده شود که موارد نقض تا چه حد گویا است.

ماده 32 کنوانسیون ژنو می‌گوید: ”دول متعهد هر گونه اقدامی را کـه خـواه موجـب آلام جسـمانی اشـخاص مـوردحمایت موجود در اختیار ایشان و خواه موجب قتل آنان گردد صریحاً بر خود ممنوع میسازند.
این ممنوعیت نه تنها ناظر بر قتل و شکنجه و صدمات جسمانی و بریـدن اعضـای اشـخاص مـورد حمایت و آزمایشهای پزشکی یا علمی است که برای معالجه طبی آنان ضرورت نداشـته باشـد، بلکـه شامل هر گونه خشونتهای دیگر که عامل آن اعم ازمأموران کشوری یا نظامی باشد نیز می‌باشد.“
 
مسأله در این‌جا این است که خواهران و برادران اشرفی در کمپ لیبرتی قطعاً دارای حفاظتهایی نبوده‌اند که دولتهای امضاکننده کنوانسیون ژنو مکلف به تأمین آنها هستند.
 
بنابراین فکر می‌کنم این به ما نشان می‌دهد که اگر به حفاظتهای مربوط به ساکنان، خواهران و برادران کمپ لیبرتی توجه کنید، اگر به وظایف دولت حفاظت کننده توجه کنید، روشن می‌شود که همانند آنچه نماینده رزلهتینن و سایرین امروز گفتند سیستم بین‌المللی شکست خورده است.
 
این تنها آمریکا نیست اگر ‌چه آمریکا نیز تقصیر دارد، این تنها عراق نیست، بلکه سازمان ملل، صلیب‌سرخ، و جامعه بین‌المللی نیز نتوانسته‌اند یکی از پایه‌ها و عناصر اصلی حقوق بین‌المللی را اعمال کنند.
و به‌نظر من، به‌عنوان یک فعال در پهنه دیپلماسی، وقتی بافت تعهدات حقوقی بین‌المللی از بین برود، همه چیز به سوی تخریب پیش می‌رود.
بنابراین کمپ لیبرتی مهم است نه تنها به‌خاطر وجه انسانی و واقعی آن و جنایتهایی که انجام می‌شود، بلکه همچنین به‌خاطر این‌که آزمایشی است برای احترام و اعمال حقوق بین‌الملل از طریق نهادهای بین‌المللی.
بنابراین نکته این است که دوستان ما در کمپ لیبرتی نمونه‌ای از یک مشکل بسیار بزرگتر هستند و باید از این نمونه استفاده کرد تا کارزار بین‌المللی را پیشبرد تا از ساکنان و همه انسانیت دفاع نمود.

دو موضوعی که بیشترین حساسیت را برای رژیم ایران دارند یکی موضوع اتمی است و دیگری موضوع سازمان مجاهدین خلق ایران است.
اینها چیزهایی است که رژیم ایران بیشترین توجه را به آنها دارد و حفظ قدرت.
 
اما برنامه هسته‌ای و (مقابله با) مجاهدین کلید حفظ قدرت آخوندها است.
اگر هر یک از آنها تضعیف شود ملایان تضعیف خواهند شد.
و به همین خاطر آنها می‌خواهند برنامه هسته‌ای را حفظ نموده و از دست مجاهدین خلاص شوند.
آیا این روند تغییر خواهد یافت؟ نمی‌دانم. امیدوارم.
اما مراسمی مانند مراسم امروز و بحثها و خاطراتی که امروز مطرح شد شعله ها را زنده نگه خواهد داشت.
از شما بسیار متشکرم.

پروفسور ایوان ساشا شیهان - رئیس بخش مذاکرات در دانشگاه بالتیمور

روز 29 اکتبر 2015، تقریباً یک هفته پیش، به‌عنوان روزی به‌خاطر سپرده خواهد شد که خود آزادی مورد حمله قرار گرفت.
در آن روز سیاه، اپوزیسیون اصلی ایران علیه رژیم آخوندی توسط بیش از 80 موشک ساخت رژیم ایران مورد حمله قرار گرفت.
24 زن و مرد شجاع جان خود را فدا کردند.
دهها تن دیگر مجروح شده و هزاران تن شوکه شدند.
این افراد زندگی و امنیت خود را در طول اقدامات پیاپی شجاعانه فدا کردند.
در حالیکه همان‌طور که گفتم جمعاً بیش از 80 موشک بر روی این پناهندگان می‌بارید، این افراد شجاع به مجروحان رسیدگی نموده و از افراد آسیب‌پذیر حفاظت می‌کردند.
و در عین‌حال از تراژدی در حال وقوع سندسازی می‌کردند تا جهان از بربریتی که آنها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند آگاه شود.
و من این را به همه شما می‌گویم که ما این نوع از قهرمانیها را در تاریخ آمریکا هم دیده‌ایم.

همان‌طور که وزیر ریج گفت، آنها مادران و پدران، دختران و پسران، خواهران و برادران، و دوستان و خویشاوندان بودند.
کسانی بودند که امیدهای یک ملت را منعکس می‌کردند.
آنها غیرمسلح و آرمانگرا بودند و به جوانان امید و آرمان نشان می‌دادند.
شاید مهمتر از همه، آنها به صداهای به حاشیه رانده شده الهام بخشیدند که آینده درخشان تر از گذشته خواهد بود.
اینها افرادی بودند که به منطق و روشنگری و پیشرفت و مسئولیت باور داشتند.
در مقابل چالشهای فوق‌العاده و شرایط به‌غایت ناهنجار خوشبین ماندند زیرا به توان مردم برای پاره کردن زنجیرهای سرکوب کنندگان ایمان داشتند.
 
حال به‌عنوان یک فرد آکادمیک من هیچیک از این افراد که جان خود را از دست دادند را نمی‌شناختم.
هیچیک از آنها را شخصاً ملاقات نکردم.
اما بگذارید خیلی روشن بگویم که آنها دوستان من بودند.
ما یک هدف مشترک داشتیم.
ما تلاش می‌کنیم تا اصول و تعهدات مشترکی را به جای گذاریم و آرمان مشترکی داشتیم.
ما در کنار یکدیگر باور داشتیم که هر زن و مرد و کودک ایرانی باید فرصت زندگی در یک کشور آزاد داشته باشد و بتواند آینده روشنی بسازد و تلفیق اجتماعی و بردباری و پلورالیسم را تقویت کند.

خشونت وحشتناک روز 29 اکتبر نشان می‌دهد که چه اتفاقی می‌افتد وقتی مماشات بر شجاعت پیشی می‌گیرد، وقتی ما حفاظت نمی‌کنیم، هزینه بی‌عملی در چارچوب جان انسانها، و استراتژی شکست خورده امتیاز دادن به رژیمهای یاغی.
 
این حمله احتمالاً توسط عناصر رژیم ایران در هیأت حاکمه عراق انجام شد، و ما می‌دانیم که این نوع خشونت چیز جدیدی نیست.
این حمله تنها یک نمونه اخیر از حمایت دولتی رژیم ایران از تروریسم به‌رغم امضای قرارداد اتمی است.
ساکنان هدف قرار گرفتند چون آنها بهترین امید برای شکست دادن آخوندها هستند.
 
تغییر جهت دنیا بسوی سیاست تعامل با رژیم تهران تصمیم سرکوب ساکنان را تسهیل کرد که خواهان آزادی و دموکراسی و برابری زن و مرد و حکومت قانون و احترام به حقوق‌بشر و در جستجوی یک ایران غیراتمی هستند.
 
خانمها و آقایان، من به شما می‌گویم که این تنها یک مسأله در حیطه قوانین بین‌الملل نیست بلکه موضوعی حول شناسایی عمل صحیح است.
مقامات آمریکا و دنیا مسئول حفاظت از پناهندگان کمپ لیبرتی و همچنین مسئول عمل به قولهای خود هستند.

دولت آمریکا می‌داند که چه اتفاقاتی می‌افتد، سازمان ملل می‌داند که چه اتفاقاتی می‌افتد، و جهان می‌داند که چه اتفاقاتی می‌افتد، اما حالا باید به این جنایتها علیه بشریت پاسخ داده شود و عدالت باید برقرار شود.
 
حمله به لیبرتی عملی شنیع است و وقت آن رسیده که واقعیت را از تخیل جدا کرد.
وقت آن رسیده که یک بار و برای همیشه بر روی مسئولیت رژیمهای ایران و عراق انگشت گذاشت.
زیرا این اتحاد شوم نه تنها بر علیه منافع آمریکا و امنیت منطقه است بلکه وضع موجود در خاورمیانه را تقویت خواهد کرد.

اما در هفته‌های آینده، کنگره، این نهاد دموکراسی، این نوک پیکان آزادی، باید تلاش کند تا حول ضرورت حسابرسی و اقدامات دولت عراق یک ائتلاف فراحزبی ایجاد کند.
کنگره همچنین می‌تواند به‌طور مستقل از اهرم فشار خود استفاده کند تا تنها زمانی اجازه فرستادن پول و تسلیحات و آموزش به دولت عراق را بدهد که دولت عراق به‌طور موثق و شفاف حفاظت ساکنان کمپ لیبرتی را تضمین کرده باشد.

اما بیش از هر چیز دیگر، کنگره باید آنچه را که اپوزیسیون ایران مدت زیادی است می‌داند درک کند و آن این است که رژیم ایران بیش از این‌که از تهدیدات خارجی بترسد از اعتراضات داخلی وحشت دارد.
ساکنان لیبرتی می‌دانند که اقدامات اصولی نافرمانی مدنی در نهایت منحنی اخلاقیات در جهان را بسوی عدالت سوق خواهد داد. بنابراین ما ارزشها و اصول و تعهدات شهدا را پاس می‌داریم و من مجدداً تسلیت و همدردی خودم را ابراز می‌کنم.
 
اما در عین‌حال خوشبینی بی‌انتهای خودم را اعلام می‌کنم که تغییر در ایران ایجاد خواهد شد و ارزشهای این زنان و مردان الهام‌بخش آن صبح روز نو خواهند بود.
بنابراین از شما تشکر می‌کنم که به من اجازه دادید تا افکار خودم را با شما امروز در میان بگذارم. کار زیادی در پیش است و من هم مشتاق همکاری با شما در چارچوب این تلاشها هستم.
پرفسور ریموند تنتر – عضو پیشین شورای امنیت ملی کاخ سفید

خیلی متشکرم.
من افتخار خود را نثار تمام آنهایی می‌کنم که به خاک افتادند و احترام خود را به کسانی که امروز به‌مناسبت گرامیداشت این لحظه، به این‌جا آمده‌اند تقدیم می‌کنم.

مسأله در این است که چرا این‌طور است که رژیم ایران از گروه اپوزیسیونی که حکومت روحانیان را رد می‌کند می‌ترسد؟ چرا؟ درک آن دشوار است.
اما این جایی است که کمی تجزیه و تحلیل سیاستهای عمومی وارد می‌شود.
 
از این گروه، مجاهدین خلق ایران، می‌ترسند چونکه مانع است - این تنها گروهی است که از اصول خود در قبال رژیم ایران کوتاه نیامده است.
این تنها گروهی است که رژیم را مجبور به ترتیب دادن بیش از 100 نمایشگاه در سراسر ایران کرده تا با آشنایی جوانان ایرانی با اصول دموکراسی جلوگیری کند.
 
اما همان‌طور که توسط چند تن از همکاران ما امروز اشاره شد، هر بار کسی تلاش می‌کند تا این گروه را از بین ببرد، این گروه قوی‌تر از زمین برمی‌خیزد.
این یک واقعیت اساسی است که آخوندها در ایران نمی‌توانند آن را درک کنند، چرا که در غیراینصورت آنها فرو افتاده بودند همان‌طور که آنها گروه‌های دیگررا که روی ارزشهای خود سازش کردند، مجبور به سقوط کردند.
 
مقاومت می‌گوید که شما می‌توانید سعی کنید تا ما را بکشید اما شما نمی‌توانید یک ایده را بکشید.
شما نمی‌توانید ایده آزادی را بکشید، شما نمی‌توانید ایده آن شعله‌ای را که سعید ربیعی در هنگام صحبت در مورد خواهرش به آن اشاره کرد، بکشید.

من می‌خواهم، همان‌طور که فرماندار ریج گفت، زمانی که آن شعله به بالای میدان آزادی به ارمغان آورده می‌شود، در آنجا باشم .
خیلی از شما سپاسگزارم.
 بروس مک‌کولم - رئیس پیشین بنیاد «خانه آزادی»

دیشب همین‌طور که به این موضوع فکر می‌کردم، نگاهم افتاد به سمت راست خانه.
 کتابخانه من پر است از کتابهای الهیأت و تاریخ مذهب و در سمت راست لیست شهدای شما بود.
متوجه شدم که شهدای مجاهدین از شهدای صدر مسیحیت بیشتر بوده‌اند.
این یک فاکت تاریخی است.
و وقتی که در مورد این آدمها فکر می‌کنیم می‌فهمیم که اینها بدون شک از من و شما آدمهای بهتری بودند.
آنها زندگی‌ای داشتند سرشار از شجاعت، معنا، و فدا برای آرمانی که امیدوارم ایران به آن برسد، اما در همین حال زندگی منسجمی را به پیش بردند که ارزش زندگی کردن را داشت.

می‌توانستید در مورد این‌که چه کسی مسئول این اتفاق است تحقیق کنید؟ مطمئناً که می‌توانستید، اما باید حرفهای هوارد دین را در پاریس بفهمید.
سوریه و عراقی وجود ندارد.
یک جورهایی احمقانه است که فکر کنیم ساز و کاری برای تحقیق در مورد این قضیه وجود دارد بی‌پرده بگویم، ما در آنجا حضور داریم، به یزیدیها را از طریق هوایی کمک رسانی کردیم، به کردها هم از طریق هوا کمکهای انسانی رساندیم.
 
بنابراین ما در آنجا حضور داریم. در حادثه دهشتناک قبلی تام ریج خواست که از طریق هوایی همه افراد کمپ لیبرتی از آن کشور خارج شوند چرا که در آن زمان ما آنجا حضور داشتیم.
از آنجا خارج شدیم.
بعد دوباره به آنجا رفتیم و الآن زمان آن است که همه آنها را به‌صورت هوایی از عراق خارج کنیم. همین و بس.
زمان آن است که دست به کارهای دراماتیک بزنیم که همه این افراد را افشا کنیم، چه در واشینگتن، چه در بغداد، و چه در تهران، اینها آدمهای بزدلی هستند.
کاری که شما باید بکنید این است که آنها را به چالش بکشید.
و آنها واقعاً این‌طور هستند.
موشک زدن به یک کمپ پناهندگان شجاعت نیست.
این‌که در آن کمپ پناهندگان باشی و به مجروحان رسیدگی کنی شجاعت است.
وضعیت خیلی متفاوت است و ما باید دینامیزم این قضیه را تغییر دهیم.

فکر کنم هر کسی از ما که با شما اعلام همبستگی می‌کند، و همین‌طور هم هست، باید به‌خاطر این همبستگی واقعاً بیشتر و بیشتر پا پیش بگذارد.
ما کاری انجام نداده‌ایم، کنگره را داریم که کاملاً از شما حمایت می‌کند.
سنا کاملاً از شما حمایت می‌کند.
جان مک‌کین نه یک بار، بلکه دوبار نامه نوشته و خواسته‌ها را از دولت دقیق مشخص کرده است. اما، به نوعی ما باید این وضعیت را عوض کنیم و برای کمک به نفراتمان در کمپ لیبرتی پر قدرت‌تر شویم.

ببخشید، ببخشید، ما قرار است امنیت را تأمین کنیم، کمی به مسأله امنیت فکر کنید.
هیچ کسی از سفارت تا به‌حال به کمپ لیبرتی نرفته است.
دیروز، به‌خاطر این‌که خودم مشکل حرکتی دارم، خودم را امتحان کردم، معادل فاصله سفارت تا کمپ لیبرتی را راه رفتم.
قبول است، این‌جا عراق نیست اما اگر همین فاصله را از فرودگاه تا کمپ لیبرتی می‌رفتید، با احتساب دو ایست بازرسی می‌شود سی دقیقه.
و سفارت آمریکا نمی‌تواند به آنجا برود؟ اگر نمی‌توانید به آنجا بروید و فکر می‌کنید خیلی خطرناک است، پس آدمهای دیگر هم نباید آنجا نگه داشته شوند.
فقط با حرف، امنیت آنجا تأمین نمی‌شود.

یعنی این دیوانگی است.
بله، آنها تهدید موجودیت رژیم ایران هستند که بسیار جالب است و بله، آنها غیرمسلح هستند. و بله، این به‌خاطر آن چیزیست که به آن باور دارند.
و این واقعیت که یک طرز تفکر و یک سیستم اعتقادی می‌تواند برای دیکتاتوری ایران باشد واقعاً چشمگیر است.
و این امر فقط یک قدردانی را برای دوستان ما در کمپ لیبرتی و مجاهدین به‌طور عام ضروری می‌سازد. متشکرم.


خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد
https://telegram.me/mojahedin_org

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar