بچه ها! بچه های میناب و ارومیه و شادگان و همدان و خرم آباد و قم و جوادیه و آریاشهر و پونک! هنرمندان و متخصصان و مردان و زنان ایران آزاد فردا!
شما خمینی میفرماید گوسفند هم نیستید. شما آن جا هستید و ما این جا داخل این لایه سه درصدی. عرض میکنم.
در سرزمین ولایت و سرسپردگانش خبری از دست و پا زدن هشتاد درصدی شما زیر خط فقر و نکبت و نیستی نیست. یک نیستی میگویم صد خمینی از بغلش بیرون میزند. خلق مخوف ترین مافیای فاشیستی در سراسر جهان افتخار طبقه ماست. طبقه ما خون ها داده و میدهد تا بساط خلافت برقرار بماند. به قول نوه یکی از آیت الله های خیلی اعظم، «نه اسم سگ! نه مفهوم سگ! خود سگ اگر جای اینها (آخوند) بنشیند وضع از این بهتر میشود». این ها را سال ها پیش لب همین آب های آزاد شیطان بزرگ می گفت. طبقه ما طبقه ای ست تا خرخره غرق در فساد. یک فساد میگویم صد تا از بغل خمینی بیرون میزند. پراکنده در سراسر گیتی. اینجا زندانی سیاسیاش لابی نفتی ست. شکنجه گر و تیر خلاص زن بوده و اصلاح طلب است. این جا شما فراموش نشده اید. این جا قربانی نشده اید. این جا به شما و به معصومیت شما از جلو خنجر میزنند و پولش را میگیرند. مکتب شیطان است آخر. میگویند آن چه میگیرند حق الزحمه سلاخی و پروگرم کردن گوسفندان است. در میانه مهمانی های ما خون و پول شماست که بر صلیب است و جاری بر زمین. اقتصاد مقاومتی یعنی همین. تعامل هم همین. تا همین دو نفس آخرتان هم بند بیاید و از گرسنگی ریشه درخت بخورید. مکتب خمینی ست این. این جا با شما آن میکنند که تاریخ سراغ ندارد. این میکنند و بدان افتخار میکنند. بدان افتخار میکنند و تا تهش هم پایش هستند. یعنی چرا نباشند؟ مکتب راحت دریوزگی و دروغ، چرا که نه؟ بر گرده دین؟ چه بهتر! مردم چه؟
کاش هرگز ندانید و نشنوید به اسم شما و بر اسم شما مستانه چه ها که نکرده اند و نمیکنند.
پسر حاجی از نوجوانی در سوریه و جنوب لبنان رفت و آمد مدام داشت تا همین اواخر. از آن مدل بسیجی ها که در عین این که خیلی انتلکتوئل هستند خمینی نژاد هم هستند. از نسلی که پانزده سال داشتند وقتی که جنگ تمام شد. هم پیاله جنگ ندیده فیلمساز های جبهه رفته. از آنها که پول بازار پدرش خونی ست. پولی که ارث مکتبی اوست و از خون و گلوی توست. کوچه پس کوچه های اعماق استراتژیک رژیم را عین کف دستش میشناسد. از لبنان تا افغانستان و پاکستان تا واشنگتن و ال ای و عراق و تهران و قم و پاستور و یو اِن. آفتاب پرستی ست جهانگرد، خرامان مثلث خمینی خامنهای خاتمی. ریشوی شیش تیغ است و بسیجی برانداز. درجه داریست در مکتبش. خلاصه خوب میداند خمینی چیست. حتی من سه درصدی را وادار میکند با خود بیاندیشم، نوشیدن شهد کدام ساقی به این همه جنایت و خیانت میارزد. به این همه دروغ. چه نقابها که بر چهره نبسته، تا آنسوی اُپوزیسیون، تا منتها الیه خمینی رفته. یعنی هم جسمش رفته هم ادایش را در آورده. قطره ای از دریا. که زیرش در سرزمین بی قانونی و بی پرنسیپی، پول نفت خونی برای خود و خویشان دست و پا کنند، مرزهای نوین ضدیت با بشر را با لبخندی رندانه برقصا کنند، با بریدن سر کلام با تیغ دروغ. بسیجی دی ان ای ماتریکس ضد بشری خمینی. سرش تنها خمار اسلام بعلبک و بنت جبیل است و بس. سپاه پاسداران اسلام خمینی. بنیاد به خاک سیاه نشاندن مستضعفان. بنیاد کثیف ضد شهید. خدایا! نصرتت را هر لحظه همچنان بیشتر کن و زحمت نابودیشان را به دوش خودشان بیانداز!
این یک گوشه از یک نمونه رده چهارمی نظام بود. از این دست تا دلتان بخواهد هست در خورجین خمینی. حتی اگر دلتان را بزند باز هم هست. از همه مدل و رنگ.
ساکنان طبقه سه درصدی ما همه هم را می شناسند و با هم رفیقند. این جا رفیق ما پسر سردار چون زنگی مست سال هاست به جان جنگلهای از رمق افتاده (افتاده ) و میبُرد و میبرد انگار نه قیامتی ست و نه فردایی. این جا فرای افق های بی اخلاقی، شهری ساخته اند که شما را بدان راه نیست مگر که دست بر زانو بگذاری و بلند شوی و پیاله چاپلوسی و خود فروشی بزنی. نابودی اش را شما بکشید که بودن تنها برازنده خمینی ست و دروغ گویان نهضتش. برازنده ما سه درصدی ها. می شناسم کسانی را که از پیش از انقلاب ساخت و پاخت هایشان را با خمینی و لژ از ما بهتران کردند و با وطن فروشی به ثروت و قدرت های خیره کننده رسیدند. پراکندگان آیات یأس و گل آلود کنندگان آب. این یک قلم به خصوص از همان نخست سرسپرده هاشمی بوده اند. به ایران هم رفت و آمدشان به راه است. عمری باشد در دادگاه صالحه همه آنچه می دانم خواهم گفت. تا آن روز البته یک لحظه از افشاگری این بی وطن های آواره دست بر نخواهم داشت. این طبقه سه درصدی مشمئز کننده ما که کوس رسوایی اش از بام عالم افتاده و ناقوس رحلتش گوش مینوازد.
بله از طبقه سه درصدی مان برایتان میگفتم. حالا امروز نگاه نکنید که ذاتشان در چهره های کریهشان پیداست. این خوان نعمت ما از شما بهتران با لشگر کشی به تمام خیابانهای ایران زمین و قتل عام بی گناه ترین و آگاه ترین های خود شما بر سفره ما افتاد و صدا از دیوار برنخواست. خون آن ها که ذات دین را در جهتی خلاف جهت خمینی می دانستند و دستش را خوانده بودند. آزادی! صد و بیست هزار و هنوز. طبقه ما به امانت خیانت ورزیدند. خیانت به حق حاکمیت شما حالا از رعیت کمتر و گوشت های دم توپ. حق حاکمیت همه بر همه. خواسته اول و آخر انقلاب شما. خواسته اول و آخر هر انقلابی. از آقای جلایی پور و مردم کردستان بپرسید. آن سال های جهنمی، خمینی تنوره میکشید و چون امروز رسوا نبود. لشگر مسخ شده شما بود که به امام اهریمنی طبقه سه درصدی ما میگفت بت شکن. معصومانی داوطلبانه به مسلخ رفته، قربانیان چپاول روسی و انگلیسی و بقیه شان. این ها را البته آن بالابالایی ها از همان روز اول میدانستند و مجری اش بودند. این سو البته بهشت بود. این سو تقسیم غنایم بود. هنوز هم همان است که بود. سرکوب و فلاکت و خشکسالی و بی آبرویی از آن شما و به کام ما سه درصدی ها.
زمانی بود که غمزه خمینی میلیارد ها دلار جا به جا میکرد. از هاشمی بپرسید و زنگنه. حالا اما علی مانده و حوض شکافته اش. مانده سه درصدی شناور در حوض شکسته. در محاصره مطلق توده شیرهای جان به لب رسیده و آگاه و عبور کرده از دروازه مرگ. هر چه میکنیم و میگوییم رسواست دیگر. پیامبر آگاهی دمار از روزگار نظاممان در آورد. پیامبر اینترنت. از داخل حوض علی خبر میدهم. ای بچه های ایران! حوض شکسته علی.
بچه ها! چشمان خود ببندید و خود را داخل زندگی ایده آل تصور کنید. جایی که آزادید و زیباترین موجودی که میشناسید خودتان هستید. جایی که رؤیا حقیقت است. چه قدر زیباست؟ همانجا که زاینده رودش چهار فصل میخروشد و ارسش خسته نمیشود. همانجا که شانس تو زن زیبای بشاگردی کپر نشین از من سه درصدی کمتر نیست. جایی که اوج هارمونی امنیت مطلق و آزادی مطلق است. سرزمین خوبی های مطلق. خلوت کنید یک دقیقه و خود ایده آلتان را در جامعه ایده آلتان ببینید. از تمام صداهای اطراف بگذرید و به درون تمرکز کنید تا سریعترین باشید. میبینید به هیچکدامشان نخواهید رسید تا تکلیفتان را با جمهوری اسلامی و آنتی تزش -خودتان- یک بار و برای همیشه مشخص نکرده اید. درست مثل ما سه درصدی های خمینی نشان که سی و هشت سال است چنین کرده ایم و خواهیم کرد. قطره دریاست اگر با دریاست، ور نه او قطره و دریا دریاست. دریای ما سه درصدی ها دریاست به هر حال، قطره های شما اما قطره یا سونامی به عهده شما.
قشقاوی وزارت خارجه گفته بود یک سه درصدی از این خارجه نشینها هستند که بر انداز هستند و بقیه میتوانند بدون مشکل بروند و بیایند. این سه درصد قشقاوی هم البته یک دریاست. دریایی که از جنس خود شماست و از شما و برای شماست. از بهترین های شماست. ایستاده در منتها الیه سه درصد ما. چون فنری فشرده. هر چه هست و نیستش بوده را نامردی نکرده داده برایتان. از همه رنگ و مرام و نژادی. جان به پای آرمان آزادی شما سپرده. میان ما کسی بر سر نابودی مطلق مخالفان و به ویژه مجاهدین خلق نه شوخی دارد نه بحث. به هر حال این ها اسرار امت خمینی هویدا می کنند نزد خلق. منافقینی که روزگاری افتخارمان نماز خواندن پشت سرشان بود. از هاشمی بپرسید تایید میکند. که آنچه تنها شایسته ما سه درصدی هاست را برای همه می خواستند. این ها امام فرموده همه چیزشان حلال است. آن دجالی که شما به خمینی از آن پایین میگویید، راستش را بخواهید خیلی درست است. از من بپرس تا برایت بگویم. به من هم دستتان نرسید خوب خوبش را بهزاد نبوی می داند و مهدی نصیری و کاظم انبارلویی و ابراهیم نبوی. خمینی آن چه را برای شما نمی خواهد، هزار بارش را برای بهترین های شما نمی خواهد.
بچه ها! دو خط پیش رو دارید: یک خطی که همین دیروز در اوج شکاف و سقوط اعلام کرده ده سد جدید می خواهد بسازد. کمر بسته به قتل تک به تک شما تا به آن نفر آخرتان. هر که را که هر جا سکوت کرده. تمامتان را دوشیده این طبقه ما تا خودتان را باز بیشتر بدوشد. مکتب خمینی ست این. نظام یعنی همین. و یک خط دیگری ست که طبیعتا مقابل خمینی ست. ما هر چه بود کردیم تا نسلش را از زمین پاک کنیم. نشد. بر عکس شد. نوک پیکانش لیبرتی با مسماست و تا دورترین نقاط جهان ریشه هایی عمیق دوانده. میلیون ها اشرف نشان. از هفتاد و دو ملت. همان نوشدارویی که به بی بی سی و رادیو فردا احتیاجی ندارد که عهدش را تماما جای دیگری و با کس دیگری بسته. بازمانده و سازمان یافته و گسترنده عصاره اصل خودتان. این ها را از هر سرباز ارتش آزادیبخش بپرسی میداند. از هر سه درصدی بپرسی صد در صد تایید میکند. از هر پارلمانتری از هر گوشه جهان بپرسی میگوید راست میگویی. اوباما و پوتین و ملکه هم تایید می کنند.
با درود به نفر به نفر هر آزادی خواهی که خواستار سرنگونی نظام ضد بشری خمینی ست، با درود به هر ایرانی میهن دوست از هر رنگ و بو و مسلک، و با اطمینان به نزدیک بودن روز عبور از دروازه با شکوه آزادی، من سه درصدی منافق به شما بچه های نود درصدی پایین میگویم: به همه آرزوهایتان میرسید. هر چه بیشتر از مکانیزم ارتش آزادیبخش ملی ایران استفاده کنید زودتر میرسید. سازمانی شگفت انگیز با هدف برگزاری انتخابات آزاد. با فرماندهی مسعود و رهبری مریم. برای آزادسازی و دوران انتقالی تا انتخابات آزاد. شورای ملی مقاومت و برنامه ده ماده ای بی نظیرش. از سرزمین آرش و کاوه کمتر از این هم انتظار نیست. هیچ جریان سیاسی در تاریخ، من که سراغ ندارم این چنین از هفتاد و هفت خوان گذشته باشد و رویین تن شده باشد، پاکوبان و سر افشان آزادی خلقش.
به عنوان کسی که نماز را پشت سر خامنه ای و طائب و قرائتی و سردار جباری خوانده میگویم؛ سریعترین راه رهایی و رسیدن به آزادی هیچ کجا نیست و هیچ کس نیست جز اشرف و موسی و مسعود و مریم. همان جا که همه چیز از خود تو خواهر و برادر شیر و ریلکسم شروع میشود. بچه ها! همان لحظه که موج راه افتاد ارتش شویم. چشم و دل بسیاری از سه درصدی های خمینی حتی با شماست. خلق جهانی چشم به راه است.
سرداران سربلند ارتش آزادیبخش ملی ایران!
بچه ها! حق گرفتنی ست!
بچه ها! مصدق!
بچه ها! کس نخارد پشت تو جز ناخن انگشت تو!
بچه ها! چهارشنبه سوری!
بچه ها! بدانید فردا که بهار آید کاملا آزاد و رها خواهید بود. خواستن توانستن است. همین بهار! هر بهار!
زنده باد انقلاب دمکراتیک خلق قهرمان ایران
زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران
زنده باد شورای ملی مقاومت ایران
زنده باد سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران
مرگ بر اصل و فرع ولایت فقیه
زنده باد آزادی
اسفند 1394
۱۴/۱۲/۱۳۹۴

Inga kommentarer:
Skicka en kommentar